100 کلمه برترPersian words
by DuoCards
گرما
گرما در طول تابستان میتواند در برخی کشورها طاقتفرسا باشد.
دانش
او دانشی را که در طول تحصیلاتش کسب کرده بود به اشتراک گذاشت.
روزانه
من برای حفظ سلامتی روزانه پیادهروی میکنم.
نظر
به نظر من، تابستان بهترین فصل سال است.
تصمیم
تصمیم به سفر هفته گذشته گرفته شد.
شتر
شتر دو کوهان بر پشت خود دارد.
بخشی
بخشی از جلسه درباره رشد شرکت بود.
به نظر رسیدن
به نظر میرسد او بعد از سفر طولانی خسته است.
شک کردن
شک دارم که او به مهمانی بیاید.

صف
در ایستگاه اتوبوس صف طولانی بود.
بهطور تصادفی
اعداد بهطور تصادفی برای قرعهکشی انتخاب شدند.
ناگهان
او داشت قرارداد را امضا میکرد که ناگهان نظرش عوض شد.

نقطه
من در نقطهای زندگی میکنم که دو رودخانه به هم میرسند.
عمداً
او آن شوخی را عمداً برای عوض کردن حال و هوا انجام داد.
یک بیماری
بسیاری از بیماریها را میتوان با یک سبک زندگی سالم پیشگیری کرد.
گوزن
ما در طول پیادهرویمان از یک گوزن عکس گرفتیم.
مبادله کردن
رز و سوزان شمارههایشان را مبادله کردند.
یک دین
کلاس تاریخ بر روی یک دین در قرون وسطی تمرکز داشت.

محبتآمیز
او خانوادهای محبتآمیز دارد که از او حمایت میکنند.

به طور طبیعی
او به طور طبیعی در نواختن پیانو با استعداد است.
پیشنهاد
او پیشنهاد پیوستن به تیم فوتبال را دریافت کرد.
حمایت کردن
میخواهم در دوران سختش از دوستم حمایت کنم.
تصادفی
او پیام را تصادفی به شخص اشتباهی فرستاد.
قادر بودن
او قادر بود تکالیفش را به موقع تمام کند.
یک حساب
حساب شما غیرفعال است.
فاصله
فاصله بین این دو شهر ۱۰۰ کیلومتر است.

ناامیدکننده
تلاش برای یادگیری یک زبان جدید گاهی اوقات میتواند ناامیدکننده باشد.
یک مرغ دریایی
من یک مرغ دریایی را در ساحل دیدم.
همیشه
من همیشه دوستت خواهم بود.
صدا
من صدای او را وقتی که میخواند دوست دارم.
پرداخت
او برای کار فریلنس خود یک پرداخت دریافت کرد.
رسمی
ماه آینده کارزار انتخاباتی بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
سورپرایز
تصمیم ناگهانی او برای کل تیم یک سورپرایز بود.
دلیل
دلیل دیر کردن او ترافیک است.
کرم
باغبان هنگام کندن خاک کرم پیدا کرد.
معین
قوانین معینی وجود دارد که باید از آنها پیروی کنیم.
اضافی
آیا به اطلاعات اضافی درباره پروژه نیاز دارید؟
سوسک
او یک سوسک سبز براق در باغ پیدا کرد.
بیمارستان
او در بیمارستان به عنوان پرستار کار میکند.
از سوی دیگر
سخت درس خواندن مهم است؛ از سوی دیگر، استراحت کردن میتواند به یادگیری بهتر کمک کند.
سالانه
جایزه سالانه اهدا میشود.
دقیقاً
من دقیقاً میدانم چه احساسی داری.
مالک
مالک خانه بسیار دوستانه است.
بازار
من به بازار رفتم تا مقداری سبزیجات تازه بخرم.
گرایش
گرایش مردم به پیروی از مد وجود دارد.
پژوهش
او پژوهش خود را در یک مجله علمی منتشر کرد.
دولت
دولت فدرال سیاست جدیدی را اعلام کرد.
امضا کردن
میتوانید لطفاً سند را امضا کنید؟
بهویژه
هوا امروز بهویژه سرد بود.
اندازه
اندازه اتاق برای یک مهمانی عالی است.
رویداد
مدرسه در حال برگزاری رویدادی برای جشن گرفتن روز زمین است.
علاوه بر این
من از کفشها خوشم نیامد؛ علاوه بر این، خیلی گران بودند.
وعده غذایی
صبحانه اولین وعده غذایی روز است.
سوراخ
سگ در حیاط پشتی یک سوراخ کند.
پروانه
پروانه نزدیک به زمین پرواز میکند.
قطعاً
ما قطعاً به پارک خواهیم رفت اگر هوا خوب باشد.
جاده
جادهای به ساحل میرسد.
سرفه
دکتر گفت سرفه میتواند نشانهای از آلرژی باشد.
سریع
خرگوش برای فرار از روباه سریع دوید.
رفتار
رفتار او در کلاس همیشه محترمانه و با دقت است.
پوشاندن
غذایت را بپوشان تا سرد نشود.

مجسمه
مجسمه از یخ ساخته شده بود.
به طور منظم
ماشین باید به طور منظم سرویس شود.
یک ناحیه
شهر یک ناحیه دارد که به خاطر باغهای زیبایش معروف است.

گچ
معلم درس را با گچ سفید روی تخته سیاه نوشت.
افزایش
ما انتظار افزایش دما در این هفته را داریم.
یک مرجع
او در زمینه پزشکی یک مرجع محسوب میشود.
به طور کلی
به طور کلی، من چای را به قهوه ترجیح میدهم.
قلعه
پادشاه در قلعهای روی تپه زندگی میکرد.
بدهی
او بدهی دارد چون برای خرید یک ماشین جدید پول قرض کرده است.
بهطور خلاصه
او پروژه را بهطور خلاصه در جلسه توضیح داد.

کاهش دادن
شرکت تصمیم گرفت نیروی کار خود را کاهش دهد.
نتیجه
او سخت درس خواند و نتیجهاش نمرهای عالی بود.
ایجاد مزیت
او کلاسهای اضافی برداشت تا برای خود در رقابت ایجاد مزیت کند.
پر سر و صدا
همسایههایم واقعاً پر سر و صدا هستند.
بهراحتی
او میتواند بهراحتی کیلومترها بدود.
ساکت بودن
بچه خوابیده است، بنابراین باید ساکت بودن.
مهدکودک
خواهرم به عنوان معلم در یک مهدکودک محلی کار میکند.
عطسه کردن
هنگام عطسه کردن از دستمال استفاده کنید.
منزوی
دانشآموز جدید در کلاس احساس منزوی بودن میکرد.
در نهایت اما نه کماهمیتتر از بقیه
او از والدینش، دوستانش، و در نهایت اما نه کماهمیتتر از بقیه، سگ وفادارش تشکر کرد.
یک مقدار
ارزش دوستی برای من بسیار مهم است.
مسجد
چهار مناره در گوشههای مسجد ایستادهاند.

با این حال
میخواستم به پارک بروم؛ با این حال، باران شروع به باریدن کرد.
گوسفند
ما یک گوسفند را دیدیم که در حال چریدن روی چمن بود.
جهت
باد در جهت مخالف میوزد.
آکنده
تصمیم به گسترش شرکت آکنده از ریسک بود.

تولد
فیلم تولد کودک را نشان میدهد.
تجربه
متشکرم برای یک تجربه فوقالعاده!
با دقت
با دقت رانندگی کن!
تلاش
تلاش کردم معما را حل کنم.
بلافاصله
پزشک بلافاصله بعد از تصادف رسید.
اغلب
او اغلب به دیدن پدربزرگ و مادربزرگش میرود.

یک مسئله
من یک مسئله با کامپیوترم دارم. مدام هنگ میکند.
مجازات
او به خاطر نقض قوانین در طول بازی مجازات دریافت کرد.
در این مورد
قوانین معمولاً سختگیرانه هستند، اما در این مورد میتوان استثنا قائل شد.
درخواست
او درخواست پیوستن به باشگاه را فرستاد.
بیش از حد شلوغ
سیاره بیش از حد شلوغ است.
تبلیغ
تبلیغ در روزنامه توجه من را جلب کرد.
یک صنعت
شرکت در یک صنعت داروسازی تخصص داشت.

فضا
او به کمی فضا نیاز دارد تا درباره تصمیمش فکر کند.
به ندرت
آنها به ندرت وقتی باران میبارد بیرون بازی میکنند.
حمل و نقل
حمل و نقل در شهر میتواند در ساعتهای شلوغی بسیار پرازدحام باشد.
تأیید
مرد تأیید رئیسش را گرفت.
در نهایت
تیم تمام فصل سخت کار کرد و در نهایت قهرمان شد.
بیمه
من بیمه خریدم تا از ماشینم در برابر تصادفات محافظت کنم.
آسیب
تصادف باعث آسیب شدید شد.
شرکت
او برای شرکتی کار میکند که اسباببازی میسازد.
استدلال
در طول مناظره، هر دانشآموز استدلال خود را بهوضوح ارائه کرد.