حیواناتPersian words
by DuoCards
نهنگ
نهنگ آبی بزرگترین حیوان روی زمین است.
پشه
پشه دور گوشم وزوز میکرد و تمرکز کردن را سخت میکرد.
گاو نر
گاو نر به سمت حصار حمله کرد و قدرتش را نشان داد.
یک خرگوش
یک خرگوش به سرعت از میان باغ پرید و در میان بوتهها ناپدید شد.
مار
این مار سمی است.
گوریل
گوریل در سایه نشسته بود و برگهای بامبو میخورد.
پرنده
پرندگان ممکن است هر روز مسافتهای بسیار طولانی را پرواز کنند.
مگس
نگذار مگس روی غذایت بنشیند!
پروانه
پروانه نزدیک به زمین پرواز میکند.
زنبور
وقتی زنبور به گل دیگری سر میزند، گل گردهافشانی میشود.
گورخر
در حیات وحش، گورخر برای امنیت در گروههایی به نام گله سفر میکند.
ببر
ببر با صدای بلند غرید وقتی که از میان جنگل انبوه عبور میکرد.
یک فیل
یک فیل میتواند بیش از ۶ تن وزن داشته باشد.

ایگوانا
من یک ایگوانا را دیدم که روی سنگی آفتاب میگرفت.
الاغ
الاغ بار سنگین را به بالای تپه برد.
سوسک
یک سوسک روی چراغ است.
یک شامپانزه
یک شامپانزه از شاخهای به شاخهای در جنگل تاب میخورد.
دلفین
ما دیدیم که یک دلفین کنار قایق ما شنا میکند.

یک مرغ
کشاورز یک مرغدانی در حیاط پشتیاش دارد.
اسب
اسب در سراسر مزرعه تاخت.
همستر
همستر عاشق این است که شبها روی چرخش بدود.
طوطی
دوست من یک طوطی دارد که عاشق آواز خواندن است.
کوسه
بسیاری از کوسهها در اعماق اقیانوس زندگی میکنند، اما برخی از آنها را میتوان نزدیک به ساحل پیدا کرد.
بوقلمون
بوقلمون وحشی در جنگل دیده شد.
گوزن
من دیروز در جنگل یک گوزن دیدم.
کرم
برادر کوچکم از کرمی که روی پیادهرو دید، شگفتزده شد.
خرس
خرسهای زیادی در این پارک ملی وجود دارند.
ماهی
یک ماهی در آکواریوم شنا میکند.
مارمولک
من یک مارمولک دیدم که روی دیوار میخزید.
تمساح
تمساح میتواند برای مدت طولانی زیر آب نفس خود را نگه دارد.
زرافه
زرافه میتواند برگهای بلندترین درختان را بخورد.
یک گاو
یک گاو به ما شیر میدهد.
کفشدوزک
من یک کفشدوزک روی گل در باغم دیدم.
شتر
شتر به آرامی از میان بیابان شنی عبور کرد.

سگ
سگ میتواند همراه خوبی برای خانوادهها باشد.
یک مرغ دریایی
مرغهای دریایی اغلب در نزدیکی اقیانوس یافت میشوند.
شیر
شیر به خاطر حضور قدرتمندش در قلمرو حیوانات شناخته میشود.
گوسفند
گوسفندها در حال چرا در مزرعه هستند.
میمون
برادر کوچکم امروز مثل میمون رفتار میکند!
یک سنجاقک
یک سنجاقک بالهای زیبا و رنگارنگی دارد.
بز
بز به راحتی از روی حصار پرید.
عروس دریایی
در سفر ساحلیمان عروس دریاییای را دیدم که در آب شناور بود.
کانگورو
کانگورو به سرعت از گردشگران دور شد.
خوک
ما در باغوحش لمسی یک خوک دیدیم.
مرغ
کشاورز یک مرغ دارد که هر صبح تخمهای تازه میگذارد.
عنکبوت
دوستپسرم از عنکبوتها وحشت دارد.
موش
گربه دیشب یک موش گرفت.
یک گربه
او یک گربه از پناهگاه به سرپرستی گرفت.