واژگان اساسیPersian words

فهمیدن
من سؤال را نمی‌فهمم.
کتاب
کتاب بسیار جالب بود.
نوشتن
من برایت یک نامه نوشتن می‌کنم.
کجا
کجا زندگی می‌کنی؟
خواندن
من هر روز قبل از خواب خواندن می‌کنم.
دستور پخت
می‌توانم بدون نگاه کردن به دستور پخت براونی درست کنم.
آب
من هر صبح آب می‌نوشم.
با
من با دوستانم به پارک می‌روم.
روزنامه‌نگار
او روزنامه‌نگار آزاد است.
گران
خرید خانه در شهر گران است.
درست کردن چیزها
من عاشق درست کردن چیزها با دستانم هستم، مثل سفالگری و جواهرسازی.
راهنما
راهنما همه مکان‌های مهم شهر را به ما نشان داد.
دویدن
من دوست دارم هر صبح در پارک دویدن کنم.
دانستن
آیا می‌دانی که این به چه معناست؟
چرا
چرا این کار را کرد؟
شروع کردن
فصل در سپتامبر شروع می‌کند.
لطفاً
لطفاً در را ببند.
تصویر
تصویری روی دیوار است.
دبیرستان
این یک دبیرستان خوب است.
خواستن
من یک سیب خواستن.
دختر
دختر چند سالشه؟
قرص
من باید هر صبح قرصم را بخورم.
اسم من ... است
اسم من جان است. از دیدنت خوشبختم!
بازی
ما یک بازی فوتبال در پارک ترتیب دادیم.
هستم
خوشحالم که اینجا هستم.
فروشگاه
من به یک فروشگاه رفتم تا مقداری شیر بخرم.
یافتن
ما راه‌حلی برای مشکل یافتن خواهیم کرد.
متشکرم
متشکرم برای کمکتان.
میز
او بشقاب را روی میز گذاشت.
زندگی‌نامه خودنوشت
این کتاب زندگی‌نامه خودنوشت رئیس‌جمهور است.
وارد شدن
من به آرامی وارد اتاق خواهم شد.
شراب
من یک لیوان شراب قرمز می‌خواهم.
سفر کردن
او می‌خواهد به سراسر جهان سفر کند.
یاد گرفتن
آن‌ها شروع به یاد گرفتن زبان فرانسوی کرده‌اند.
خوب
هوا امروز واقعاً خوب است.
شبی
ما در شبی زیبا زیر ستارگان پیک‌نیک داشتیم.
خداحافظ!
بعد از مهمانی، به دوستانم خداحافظ! گفتم.
دوست داشتن
من مدل موی جدیدت را دوست دارم.
مطالعه کردن
من در دانشگاه انگلیسی مطالعه می‌کنم.
سلام!
سلام! امروز چطوری؟
تماشا کردن
دیروز یک فیلم عالی تماشا کردیم.
هوا
هوا فردا چطوره؟
کدام
کدام کتاب را می‌خواهی بخوانی؟
تعدادی
می‌تونم تعدادی شماره تلفنت رو بگیرم؟
دوست
او دوست من است.
پزشک
دوست من می‌خواهد وقتی بزرگ شد پزشک شود.
پختن
دوست دارم برای شام پاستا بپزم.
بخشیدن
ببخشید، نشنیدم. میشه لطفاً دوباره بگید؟
هدفون‌ها
من با هدفون‌هایم به موسیقی گوش می‌دهم.
سلامتی
مراقب سلامتی خود باشید.
ویژه
آن‌ها همیشه در کریسمس یک پیشنهاد ویژه می‌دهند.
پسر
پسر چند ساله است؟
بهتر از تو
او فکر می‌کند که در نواختن پیانو بهتر از تو است.
عشق
من برای خانواده‌ام عشق احساس می‌کنم.
گوش دادن
دوست دارم در ماشین به آهنگ‌های مورد علاقه‌ام گوش دادن.
تمیز کردن
آن‌ها آخر هفته در حال تمیز کردن پارک هستند.
ماشین
او دوست دارد ماشینش را براند.
یک قهوه
من عصر یک قهوه نوشیدم.
معلم
معلم ما به ما پروژه‌ای داد تا آخر هفته تکمیل کنیم.
نقاشی کردن
او تصمیم گرفت اتاقش را به رنگ آبی روشن نقاشی کند.
عروسی
ما این آخر هفته به یک عروسی دعوت شده‌ایم.
تقویم
ما یک جلسه در تقویم برای هفته آینده برنامه‌ریزی کرده‌ایم.
ببخشید
ببخشید دیر کردم.
وقتی
وقتی می‌خواهی به پارک بروی؟
ورزش
او تصمیم گرفت که تابستان امسال یک ورزش جدید مثل شنا یا تنیس را امتحان کند.
پول
باید برای تعطیلاتم پول پس‌انداز کنم.
سرگرمی
سرگرمی او نواختن گیتار است.
خوشبختم!
وقتی معلم جدیدم را ملاقات کردم، گفتم: «خوشبختم!»
خوش آمدید
خوش آمدید به خانه!
یک گربه
یک گربه روی مبل خوابیده است.
نویسنده
او نویسنده‌ای است که در کتاب‌های کودکان تخصص دارد.
نوشیدن
من دوست دارم هر روز آب نوشیدن.
آبجو
من آبجویی را سفارش دادم که دوستم توصیه کرده بود.
یک مبارزه
مبارزه آسان بود چون تمرین سخت بود.